مخلص کلام
حکومت این بار نمی تواند قسر در برود
جمهوری اسلامی و اتاق های فکری که آن را اداره و قدرت را در دست دارند بخوبی مطلع به وضعیت خویش و از نیت پیدا و نهان جامعه بین المللی آگاهند چرا که تجربه نشان داده عاقبت حکومت های اقتدار گرا و ایدئولوژیکی و سرکوبگر چگونه است. برغم اینکه بار ها توانسته جامعه بین المللی را از اهدافش علیه خود منصرف کند ولی این بار تیرش به سنگ خورده و تلاش هایش برای انعطاف بیشتر نتیجه نداده و لذا با علم به اینکه می داند چه سرنوشتی او را انتظار می کشد پذیرفته در آخرین لحظات حکمرانی اش بسر می برد و همچنان امید دارد که بتواند با ترفند هایی دوباره به مسیر دیپلماسی سابق بازگردد و کور سو امیدی برای خود قائل است.
وقتی از صدام سئوال می کنند چرا با آمریکا کنار نیامدی تا حمله نکند گفت فرقی نمی کرد اگر کوتاه هم می آمدم باید می رفتم پس همان بهتر که می جنگیدم در ثانی صدام تا آخرین لحظات امید داشت که این یک سناریویی برای ترساندن او باشد و آنها در آخرین لحظات از حمله به عراق منصرف بشوند.
سردمداران جمهوری اسلامی هم در همین وادی سیر می کنند و امید دارد در آخرین لحظات امدادهای غیبی به کمکشان بیاید غافل از اینکه جامعه جهانی وقتی تا به این حد منفعل می شود یعنی دیر شده و کوچکترین فرصتی برای جمهوری اسلامی قائل نمی شوند تا قسر در برود.
چون اولا ایران یک کشور مهم منطقه و موقعیتش با کره شمالی خیلی متفاوت است و روسیه و چین نمی توانند در تصمیمات جهانی دخالت کنند.
دوما در تقسیم بندی های جهانی ایران جزئی از حوزه استحفاظی آمریکا و غرب است و چین و روسیه بخوبی به این اصل واقف اند.
سوما افکار عمومی مردم ایران با نفوذ روسیه و چین در تضاد است و اجازه چنین دخالت هایی را به این دو کشور نمی دهند.
مخلص کلام تنها گزینه ای که برای جمهوری اسلامی باقی می ماند کناره گیری و تفویض قدرت به نهاد های مدنی و احزاب و نخبگان است.
ولاغیر